پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۶

مرغ زیرک بین که یاهو می زند

روز و شب با اوست کو کو می زند

ذهن تیرانداز ما بر هر نشان

می شکافد مو و بر مو می زند

در خرابات مغان سلطان عشق

خیمهٔ دولت به هر سو می زند

باش یک رو در طریق او که او

بوسه ها بر روی یک رو می زند

شهر دل را شه عمارت می کند

سنجقش بر برج و بارو می زند

می نوازد مطرب عشاق ساز

ساز چون نیکوست نیکو م یزند

نعمت الله رند سرمستی بود

ساغر می شادی او می زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۸ذوق ما در جهان نمی‌گنجد
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۹بود و نابود در نمی گنجد
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۰مرا حالی است با جانان که جانم درنمی‌گنجد
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۱در این خلوت حکایت درنگنجد
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۲در دل به جز از خدا نگنجد
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۳هرکه جان در عشق جانان می‌دهد
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۴جام و می بخشید و می وی می دهد
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۵معنی یکی و صورت او در ظهور صد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.