پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۳

هرکه جان در عشق جانان می‌دهد

عشق جانان کشته را جان می‌دهد

می فراوان است و ساقی بس کریم

می به سرمستان فراوان می‌دهد

شاهد ما بس لطیف و نازک است

بوسه بر روی حریفان می‌دهد

آبرو گر قطره‌ای پیشش بریم

در عوض دریای عمان می‌دهد

جود او بخشید عالم را وجود

لطف او پیوسته احسان می‌دهد

گنج را در کنج ویران می‌نهد

وآن نشان ما را به پنهان می‌دهد

سید ما دست دستان می‌برد

بعد از آن دستی به دستان می‌دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۵معنی یکی و صورت او در ظهور صد
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۶توحید و موحد و موحد
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۷هر که او نیک می کند یابد
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۸ما به تو هستیم و تو هستی به خود
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۹خراباتست و خم در جوش و ساقی مست و ما بی خود
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۰توحید و موحد و موحد
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۱از سر ذوق دیده ام عین یکی و نام صد
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۲دلی که درد ندارد دوا کجا یابد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.