پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۲

در دل به جز از خدا نگنجد

چون او گنجد هوا نگنجد

دل خلوت خاص حضرت اوست

بیگانه و آشنا نگنجد

مائیم و نگار خوش کناری

مویی به میان ما نگنجد

سلطان عشقست و عقل درویش

در مجلس شه گدا نگنجد

دردی دارم دوا ندارد

با درد چنین دوا نگنجد

چون نیست به جز یکی که گوید

درد خود گنجد و یا نگنجد

خوش خم میست نعمت الله

در جام جهان نما نگنجد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۴جام و می بخشید و می وی می دهد
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۵معنی یکی و صورت او در ظهور صد
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۶توحید و موحد و موحد
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۷هر که او نیک می کند یابد
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۸ما به تو هستیم و تو هستی به خود
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۹خراباتست و خم در جوش و ساقی مست و ما بی خود
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۰توحید و موحد و موحد
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۱از سر ذوق دیده ام عین یکی و نام صد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.