پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۰

توحید و موحد و موحد

این جمله طلب کنش را حمد

یک فاعل و فعل او یکی هم

گه نیک نماید و گهی بد

خمخانه و جام و ساقی ما

می جوی ولی ز مجلس خود

هر چند که عقل ذوفنون است

اما بر عاشقان چه سنجد

در هر دو جهان یکیست موجود

هر لحظه به صورتی مجدد

یک حرف و معانی فراوان

یک نقطه و اعتبار بی حد

دریاب به ذوق قول سید

ای سائل کامل سرآمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۲دلی که درد ندارد دوا کجا یابد
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۳هرکه فانی شود بقا یابد
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۴چشم مست تو گر از خواب گران برخیزد
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۵نور با نور خوش در آویزد
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۶ساز عشقش نوای دل سازد
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۷اگر مه روی من روزی نقاب از رخ براندازد
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۸آتشی در دل است و جان سوزد
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۹ما انا الحق از فنا خواهیم زد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.