پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۷

اگر مه روی من روزی نقاب از رخ براندازد

چو ذره آفتاب جان به پای او سراندازد

اگر شهباز عقل کل کند پرواز در کویش

ندیده همچنان جزوی که از حیرت براندازد

حجاب دیدهٔ مردم خیال پردهٔ وهم است

جمال او نماید رو حجابش گر بر اندازد

کند معدوم را موجود از الطاف وجود خود

اگر از گوشهٔ چشمی نظر بر منظر اندازد

اگر سلطان عشق او به ملک دل فرود آید

ندای غارت جانها روان در کشور اندازد

تجلی صفاتش را مظاهر در ظهور آرد

ولی چون ذات بنماید نظر بر مظهر اندازد

به چشم مردمی یاری که روی سیدم بیند

نخواهد تا نظر باری به روی دیگر اندازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۹ما انا الحق از فنا خواهیم زد
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۰عاشقی کو هوای ما دارد
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۱هر جا که دکانداریست او مایه ز ما دارد
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۲چو نور دیده چشم من خیالش درنظر دارد
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۳می خمخانهٔ ما مستی دیگر دارد
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۴هوای درد بی درمان که دارد
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۵پردهٔ دیدهٔ من نقش خیالت دارد
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۶بستهٔ بند بلای تو نجاتی دارد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.