پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۵

نور با نور خوش در آویزد

آب با آب خوش درآمیزد

موج با بحر چون یگانه شود

این دوئی از میانه برخیزد

چشم مستش که فتنه انگیز است

هر زمان فتنه ای برانگیزد

مژهٔ شعر تیز من شب و روز

خاک درگاه یار می بیزد

عقل با عشق گفتگو نکند

بنده با پادشاه نستیزد

ساقی مست هر نفس جامی

گیرد و بر سرم فرو ریزد

سیدم زلف را چو بگشاید

عالمی دل در او درآویزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۷اگر مه روی من روزی نقاب از رخ براندازد
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۸آتشی در دل است و جان سوزد
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۹ما انا الحق از فنا خواهیم زد
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۰عاشقی کو هوای ما دارد
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۱هر جا که دکانداریست او مایه ز ما دارد
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۲چو نور دیده چشم من خیالش درنظر دارد
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۳می خمخانهٔ ما مستی دیگر دارد
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۴هوای درد بی درمان که دارد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.