پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۴

چشم مست تو گر از خواب گران برخیزد

سبک از هر طرفی فتنه دوان برخیزد

کر کلاله ز گل چهره براندازی باز

ناله از جان و دل پیر و جوان برخیزد

سر و بالای تو گر سوی چمن میل کند

ناودان از سر پا رقص کنان برخیزد

اثر شمع تجلیست ولی دریابد

که چو پروانه روان از سر و جان برخیزد

عاشقی بر سر کوی تو نشیند که به عشق

عاشقانه ز سر هر دو جهان برخیزد

کشتهٔ عشق تو گر بوی تو یابد در خاک

به هوای تو چو گل جامه دران برخیزد

چشم سید که حجابیست میان من و تو

خوش بود گرچو حجابی ز میان برخیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۶ساز عشقش نوای دل سازد
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۷اگر مه روی من روزی نقاب از رخ براندازد
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۸آتشی در دل است و جان سوزد
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۹ما انا الحق از فنا خواهیم زد
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۰عاشقی کو هوای ما دارد
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۱هر جا که دکانداریست او مایه ز ما دارد
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۲چو نور دیده چشم من خیالش درنظر دارد
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۳می خمخانهٔ ما مستی دیگر دارد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.