پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۸

ما به تو هستیم و تو هستی به خود

غیر تو را هست نگوید خرد

غیر یکی در دو جهان هست نیست

گرچه نماید به ظهور آن دو صد

ذات یکی و صفتش بی شمار

شیخ یکی خرقهٔ او بی عدد

وحدت و توحید و موحد یکیست

در نظر عارف ذات احد

نور جمالش بنماید عیان

در بصر هر که نباشد رمد

نیست شود هر چه بود غیر او

گر نکند از نفس خود مدد

سید ما با تو نگویم که کیست

در بر ما آینهٔ در نمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۰توحید و موحد و موحد
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۱از سر ذوق دیده ام عین یکی و نام صد
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۲دلی که درد ندارد دوا کجا یابد
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۳هرکه فانی شود بقا یابد
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۴چشم مست تو گر از خواب گران برخیزد
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۵نور با نور خوش در آویزد
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۶ساز عشقش نوای دل سازد
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۷اگر مه روی من روزی نقاب از رخ براندازد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.