پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۴

جام و می بخشید و می وی می دهد

ور نباشد جام می کی می دهد

عالمی از جود او موجود شد

این کرم بین شی بلا شی می دهد

رند سرمست ار بیابد می فروش

می نوازد بارها می می دهد

هرچه ما را می دهد شاه و گدا

در حقیقت حضرت وی می دهد

مجلس عشق است و ما مست و خراب

ساقی ما می به هی هی می دهد

دردم نایی نفس او می دمد

آن چنان آواز از نی می دهد

نعمت الله را به ما بخشید باز

لطف او نعمت پیاپی می دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۶توحید و موحد و موحد
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۷هر که او نیک می کند یابد
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۸ما به تو هستیم و تو هستی به خود
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۹خراباتست و خم در جوش و ساقی مست و ما بی خود
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۰توحید و موحد و موحد
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۱از سر ذوق دیده ام عین یکی و نام صد
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۲دلی که درد ندارد دوا کجا یابد
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۳هرکه فانی شود بقا یابد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.