پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۹

بود و نابود در نمی گنجد

مایه و سود در نمی گنجد

ای که گوئی مرا وجودی داد

خوش بر وجود در نمی گنجد

آتش عشق عود دل را سوخت

بعد ازاین عود در نمی گنجد

ساقی اینجا کجا و مطرب کو

ساغر و رود در نمی گنجد

چندگوئی که خوش همی سوزم

آتش و دود در نمی گنجد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۱در این خلوت حکایت درنگنجد
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۲در دل به جز از خدا نگنجد
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۳هرکه جان در عشق جانان می‌دهد
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۴جام و می بخشید و می وی می دهد
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۵معنی یکی و صورت او در ظهور صد
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۶توحید و موحد و موحد
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۷هر که او نیک می کند یابد
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۸ما به تو هستیم و تو هستی به خود
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.