پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۶

تو را اهل نظر خوانم گرت منظور او باشد

نظر باز خوشی باشی چو منظورت نکو باشد

خیالش نقش می بندم به هر صورت که پیش آید

کجا غیری توان دیدن چو هر چه هست او باشد

ز آب چشم ما دایم بود خوش روی ما تازه

چو خوشروئی که پیوسته چو ما با آبرو باشد

بیا و خرقهٔ خود را به آب می نمازی کن

چو جان ما گرت میلی به سوی شست و شو باشد

در آن حضرت که غیر او نگنجد غیر او غیری

چه جای این و آن دارد چه قدر ما و تو باشد

خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست

نیاید عقل اگر آید مگر خواجه ولو باشد

بیا از نعمت الله جو مرادی را که می خواهی

که کام دل از او یابی تو را گر جستجو باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۸ناز با یار غار خوش باشد
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۹عاشق و یار خویش خوش باشد
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۰مدام همدم جام شراب خوش باشد
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۱ما عاشق و مستیم کرامات چه باشد
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۲کرمش گنج بی کران باشد
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۳رند مست از بلا نه اندیشد
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۴هر که او را به نور او بیند
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۵نقش خیال عالم عارف به خواب بیند
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.