پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۹

خوشست این دیدهٔ روشن که غیر او نمی بیند

اگر بیند کسی غیرش بگو نیکو نمی بیند

اگر چه دیدهٔ احول یکی را دو نماید رو

بحمدالله که چشم من یکی را دو نمی بیند

به چشم او توان دیدن جمال بی مثال او

به غیر روی ننماید کسی را رو نمی بیند

مراد مردم از دیده نظر کردن به روی اوست

و گر نه دیده ای نبود که روی او نمی بیند

به چشم ما نگاهی کن که نور چشم ما بینی

که چشم ما به غیر او کهن یا نو نمی بیند

نبیند چشم نابینا جمال ماه تابان را

اگر صد سال می گویم نداند چو نمی بیند

مگر سررشته گم کردی که این رشته دو تو دیدی

ببین در دیدهٔ سید که جز یک تو نمی بیند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۱چه خوش چشمی که نور او به نور روی او بیند
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۲دیدهٔ ما چو روی او بیند
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۳این دل دریادل ما عزم دریا می‌کند
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۴دل باز عزم کعبهٔ مقصود می کند
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۵در خرابات مغان خمخانه جوشی می کند
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۶ترک عشقش ملک جان بگرفت و غارت می کند
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۷آب چشمم دم به دم از دل روایت می‌کند
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۸عاشق جانانم و جانم خروشی می کند
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.