پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۸

هر که در کوی تو جانا نفسی بنشیند

نیست ممکن که دمی بی هوسی بنشیند

ننشیند دل من یک نفسی از سر پا

تا که در صحبت تو خوش نفسی بنشیند

خلوت نقش خیال تو بود خانهٔ چشم

نتوان دید که غیر از تو کسی بنشیند

بر سر راه تو گرچه عسسان بسیارند

نیست عاشق که ز خوف عسسی بنشیند

مدتی شد که سر کوی تو می جست دلم

از درت دور مکن گرچه بسی بنشیند

کس به فریاد من عاشق شیدا نرسد

مگر آن روز که فریادرسی بنشیند

نعمت الله به خلوت ننشیند بی تو

شاهبازی است کجا در قفسی بنشیند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۰چشم ما عین ما به ما بیند
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۱چه خوش چشمی که نور او به نور روی او بیند
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۲دیدهٔ ما چو روی او بیند
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۳این دل دریادل ما عزم دریا می‌کند
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۴دل باز عزم کعبهٔ مقصود می کند
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۵در خرابات مغان خمخانه جوشی می کند
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۶ترک عشقش ملک جان بگرفت و غارت می کند
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۷آب چشمم دم به دم از دل روایت می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.