پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۷

آب چشمم دم به دم از دل روایت می‌کند

قصهٔ جانم به سوز دل حکایت می‌کند

عاشق مستیم و عقل از خانه بیرون کرده‌ایم

در به در می‌گردد و از ما شکایت می‌کند

دست ما بگرفت آن سلطان و ما را برگرفت

پادشاه عادل و ما را حمایت می‌کند

در ازل بنواخت ما را همچنانی تا ابد

لطف او پیوسته یا ما این عنایت می‌کند

پیر ما عشق است و دعوت می‌کند ما را به می

مرشد عشق است و ارشاد و هدایت می‌کند

شاه ما ساقی میخواران بزم وحدت است

عاشقانه رند را نیکو رعایت می‌کند

مطرب عشاق ما مستانه می‌گوید سرود

نعمت الله این غزل از وی روایت می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۹کشتهٔ عشق او شفا چه کند
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۰خستهٔ عشق تو بیچاره شفا را چه کند
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۱دل عاشق نظر به جان نکند
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۲یاری که می ننوشد از ذوق ما چه داند
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۳غیر او کی به یاد ما ماند
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۴عهد با زلف تو بستیم خدا می داند
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۵دل چو دم از عشق دلبر می‌زند
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۶مرغ زیرک بین که یاهو می زند
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.