پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۱

چه خوش چشمی که نور او به نور روی او بیند

چو نور روی او باشد همه چیزی نکو بیند

کسی کو را به خود بیند کجا من عارفش خوانم

من آن کس عارفش خوانم که نور او به او بیند

بود این رشتهٔ یک تو ولی احول دو تو یابد

چو گم کردست سر رشته از آن یک تو دو تو بیند

کسی کو مست شد از می چه داند جام و پیمانه

مگر رندی بود سرخوش که می نوشد سبو بیند

اگر آئینهٔ روشن محبی در نظر آرد

خود و محبوب در یک جا نشسته روبرو بیند

نبیند چشم دریا بین به غیر از عین ما دیگر

اگر سرچمه ای یابد و گر در آب جو بیند

خیالی گر پزد شخصی که سید غیر او دیده

بگو چون نیست غیر او نگوئی غیر چو بیند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۳این دل دریادل ما عزم دریا می‌کند
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۴دل باز عزم کعبهٔ مقصود می کند
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۵در خرابات مغان خمخانه جوشی می کند
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۶ترک عشقش ملک جان بگرفت و غارت می کند
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۷آب چشمم دم به دم از دل روایت می‌کند
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۸عاشق جانانم و جانم خروشی می کند
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۹کشتهٔ عشق او شفا چه کند
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۰خستهٔ عشق تو بیچاره شفا را چه کند
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.