پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۹

سنبل زلف او پریشان شد

حال جمعی نکو پریشان شد

باد با زلف او دمی دم زد

زلف او هم بر او پریشان شد

جمع بودیم از پریشانی

جمع ما مو به مو پریشان شد

گفت و گو در میان ما آمد

قصه از گفتگو پریشان شد

آن چنان جمع و این چنین جمعی

من ندانم که چون پریشان شد

زلف او مجمع دل ما بود

گرچه از ما و تو پریشان شد

نعمت الله به عشق زلف نگار

آمد و سو به سو پریشان شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۱به عشق چهرهٔ لیلی دل بیچاره مجنون شد
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۲به سراپردهٔ میخانه روان خواهم شد
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۳عاقبت سید ما سوی مغان خواهد شد
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۴مه ز برج شرف چو طالع شد
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۵عشق او با جان ما پیوسته شد
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۶بحر عشقش را کران پیدا نشد
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۷به جز میخانه جای ما نباشد
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۸وجود صورت و معنی ز جود ما باشد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.