پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۸

هر که او آشنای سلطان شد

گرچه جان بود عین جانان شد

هر که با ما نخورد جام شراب

به یقینم که او پشیمان شد

هر که در مجلسم دمی بنشست

شد یقینم که او پشیمان شد

این جهان را به نیم جو نخرد

آنکه یکدم حریف رندان شد

هر که جمعیتی ز خویش نیافت

دم آخر که شد پریشان شد

این دوئی محو گشت و عین یکی

این چنین آمد این چنان آن شد

بندهٔ اوست سید عالم

بر همه کاینات سلطان شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۰بلبل جان چو ساکن تن شد
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۱به عشق چهرهٔ لیلی دل بیچاره مجنون شد
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۲به سراپردهٔ میخانه روان خواهم شد
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۳عاقبت سید ما سوی مغان خواهد شد
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۴مه ز برج شرف چو طالع شد
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۵عشق او با جان ما پیوسته شد
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۶بحر عشقش را کران پیدا نشد
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۷به جز میخانه جای ما نباشد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.