پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۰

بلبل جان چو ساکن تن شد

مجلس کاینات گلشن شد

آفتاب وجوب رو بنمود

شب امکان چون روز روشن شد

گنج اسما نثار ما فرمود

نقد هر یک از آن معین شد

بود پیدا ولی نهان از ما

آمد اینجا به ما مبین شد

عین اول ظهور چون فرمود

واضح و لائح و مبرهن شد

جام گیتی نما چو صیقل یافت

حسن آمد به حسن و احسن شد

نعمت الله جمال را بنمود

نور او نور دیدهٔ من شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۲به سراپردهٔ میخانه روان خواهم شد
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۳عاقبت سید ما سوی مغان خواهد شد
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۴مه ز برج شرف چو طالع شد
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۵عشق او با جان ما پیوسته شد
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۶بحر عشقش را کران پیدا نشد
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۷به جز میخانه جای ما نباشد
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۸وجود صورت و معنی ز جود ما باشد
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۹گر نه او یار غار ما باشد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.