پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۸

وجود صورت و معنی ز جود ما باشد

وجود جود بر ما وجود ما باشد

حباب و موج که پیدا شده درین دریا

هر آنچه بود و بود عین بود ما باشد

ملک به امر خدا سر نهاده است زمین

برای رفعت خود در سجود ما باشد

حیات آب حیات از حیات ما دارد

بقای زنده دلان هم ز جود ما باشد

به سمع جان شنود عقل کل شود خاموش

در آن مقام که گفت و شنود ما باشد

بسوخت آتش ما عود مجمر افلاک

دماغ چرخ معطر ز دود ما باشد

چو نور سید ما شاهد است و مشهود است

یقین که در همه عالم شهود ما باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۰همه عالم فدای ما باشد
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۱به کام ما بود عالم اگر او یار ما باشد
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۲به یمن دولت وصلش جهان در حکم ما باشد
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۳هر که را شیخ آن چنان باشد
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۴گفتم به خواب بینم گفتا خیال باشد
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۵همه عالم خیال او باشد
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۶تو را اهل نظر خوانم گرت منظور او باشد
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۷هر که او را خبر از اهل دلانش باشد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.