پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۳

هر که را شیخ آن چنان باشد

شرفش بر همه جهان باشد

دایره ای کرد او بود پرگار

او چو قطب است و در میان باشد

صورتش خلق و معنیش حق است

راحت جان انس و جان باشد

هر که با او نشست سلطان شد

زانکه او پادشه نشان باشد

هرچه خواهی از او همان یابی

زان که او را هم این هم آن باشد

همه محکوم حضرتش باشند

حکم او بر همه روان باشد

نعمت الله مرید حضرت اوست

لاجرم پیر عاشقان باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۵همه عالم خیال او باشد
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۶تو را اهل نظر خوانم گرت منظور او باشد
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۷هر که او را خبر از اهل دلانش باشد
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۸ناز با یار غار خوش باشد
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۹عاشق و یار خویش خوش باشد
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۰مدام همدم جام شراب خوش باشد
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۱ما عاشق و مستیم کرامات چه باشد
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۲کرمش گنج بی کران باشد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.