پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۴

آفتابی به ماه پیدا شد

صورت و معنئی هویدا شد

ظاهر و باطنی به هم بنمود

اول و آخری مهیا شد

در همه آینه یکی بیند

دیدهٔ روشنی که بینا شد

آمد و شد حقیقتا خود نیست

به مجاز است کآمد و یا شد

به خرابات رفت خاطر ما

چون از آنجاست باز آنجا شد

جان دریا دلم قفس بشکست

مرغ آبی به سوی مأوا شد

نعمت الله خدا به ما بخشید

نقد سید به بنده پیدا شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۶نیمشب ماه ما هویدا شد
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۷سلطان سراپردهٔ میخانه کجا شد
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۸هر که او آشنای سلطان شد
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۹سنبل زلف او پریشان شد
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۰بلبل جان چو ساکن تن شد
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۱به عشق چهرهٔ لیلی دل بیچاره مجنون شد
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۲به سراپردهٔ میخانه روان خواهم شد
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۳عاقبت سید ما سوی مغان خواهد شد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.