پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای

منطق‌العشاق

۷۷ شعر

فهرست اشعار

  1. بخش ۱ - سر آغاز به نام آنکه ما را نام بخشید
  2. بخش ۲ - در احوال خویش و صفت ممدوح در آن ایام کز من دور شد بخت
  3. بخش ۳ - در دعای ممدوح خداوند زاده خداوندا، به ارواح بزرگان
  4. بخش ۴ - در مذمت روزگار جهان خالیست، من در گوشه زانم
  5. بخش ۵ - در مناجات ازین گفتن، خدایا، شرم دارم
  6. بخش ۶ - آغاز ده نامه شنیدم کز هوسناکان جوانی
  7. بخش ۷ - نامهٔ اول از زبان عاشق به معشوق نسیم باد نوروزی، چه داری؟
  8. بخش ۸ - غزل عنایت‌ها توقع دارم از تو
  9. بخش ۹ - مثنوی غلامی میکنم تا زنده باشم
  10. بخش ۱۰ - آگاه شدن معشوق از حال عاشق چو بشنید این سخن، بر زاری او
  11. بخش ۱۱ - خلاصهٔ سخن کسی کو آزمود، آنگاه پیوست
  12. بخش ۱۲ - حکایت شبی پروانه‌ای با شمع شد جفت
  13. بخش ۱۳ - تمامی سخن اگر با عقل داری آشنایی
  14. بخش ۱۴ - نامهٔ دوم از زبان عاشق به معشوق تو ای مهجور سر گردان، کدامی؟
  15. بخش ۱۵ - غزل تومینالی و کس را زان خبر نه
  16. بخش ۱۶ - فرد مرا جویی و از من دور مانی
  17. بخش ۱۷ - رسیدن نامهٔ معشوق به عاشق چو بشنید این حدیث از هوش رفته
  18. بخش ۱۸ - خلاصهٔ سخن ضرورت خود یقینست این و آن را
  19. بخش ۱۹ - حکایت خبر دادند مجنون را که: لیلی
  20. بخش ۲۰ - تمامی سخن دگر نوبت، چو باد نوبهاری
  21. بخش ۲۱ - نامه سوم از زبان عاشق به معشوق مگر با ما سر یاری نداری؟
  22. بخش ۲۲ - غزل نمی‌یابم برت چندان مجالی
  23. بخش ۲۳ - فرد بگویم با تو سر سینهٔ خویش
  24. بخش ۲۴ - رسیدن نامهٔ عاشق به معشوق چو آن شیرین سخن این نامه بر خواند
  25. بخش ۲۵ - خلاصهٔ سخن به قدر حسن خوبان دلفروزند
  26. بخش ۲۶ - حکایت گدایی گشت با شهزاده‌ای جفت
  27. بخش ۲۷ - تمای سخن دل آن ماه نیز این فکر میکرد
  28. بخش ۲۸ - نامهٔ چهارم از زبان معشوق به عاشق زهی، سودای من گم کرده نامت
  29. بخش ۲۹ - غزل مشو عاشق، که جانت را بسوزد
  30. بخش ۳۰ - فرد نخواهم با تو پیوستن به یاری
  31. بخش ۳۱ - شنیدن عاشق سخن معشوق را برید دوست چون آورد نامه
  32. بخش ۳۲ - خلاصهٔ سخن از آن دلدار هر جایی چه خیزد؟
  33. بخش ۳۳ - حکایت جوانی خار کن بر خار می‌خفت
  34. بخش ۳۴ - تمامی سخن دل عاشق بدان فکرت چو برخاست
  35. بخش ۳۵ - نامهٔ پنجم از زبان عاشق به معشوق همانا، دیگری داری، نگارا
  36. بخش ۳۶ - غزل دل از ما بر گرفتی، یاد می‌دار
  37. بخش ۳۷ - مثنوی تو از من چون به زودی سیر گشتی
  38. بخش ۳۸ - شنیدن معشوق سخن عاشق را بدان آتش رخ آوردند چون دود
  39. بخش ۳۹ - خلاصهٔ سخن چرا بر زورمندی تند گردی؟
  40. بخش ۴۰ - حکایت کسی فرهاد را گفتا: کزین سنگ
  41. بخش ۴۱ - تمامی سخن سمن بر تند شد از گفتن او
  42. بخش ۴۲ - نامه ششم از زبان معشوق به عاشق اگر صد چون تومیرد غم ندارم
  43. بخش ۴۳ - غزل همان سنگین دل نامهربانم
  44. بخش ۴۴ - مثنوی نخواهی گشت با وصلم هم آواز
  45. بخش ۴۵ - شنیدن عاشق سخن معشوق را به زودی قاصدی این نامه چون باد
  46. بخش ۴۶ - خلاصهٔ سخن برای او چه باشی اشک ریزان؟
  47. بخش ۴۷ - حکایت طبیبی با یکی از دردمندان
  48. بخش ۴۸ - تمامی سخن ز چشم سوکوار اشکی چو باران
  49. بخش ۴۹ - نامهٔ هفتم از زبان عاشق به معشوق سبک خیز، ای نسیم نوبهاری
  50. بخش ۵۰ - غزل چو با من رای پیوندی نداری
  51. بخش ۵۱ - مثنوی به بوی وصل بودم شادمانه
  52. بخش ۵۲ - شنیدن معشوق سخن عاشق به دست قاصدی داد این حکایت
  53. بخش ۵۳ - خلاصهٔ سخن نباید دوستان را دل شکستن
  54. بخش ۵۴ - حکایت به گل گفتند: بلبل بس حقیرست
  55. بخش ۵۵ - تمامی سخن پری، با آنکه واقف می‌شد از دوست
  56. بخش ۵۶ - نامهٔ هشتم از زبان معشوق به عاشق زهی! گرد جهان سر گشته از من
  57. بخش ۵۷ - غزل همانا با منت یاری همین بود
  58. بخش ۵۸ - فرد نشاید در تو پیوستن به یاری
  59. بخش ۵۹ - رسیدن نامهٔ عاشق به معشوق چو پیش عاشق آمد نامهٔ دوست
  60. بخش ۶۰ - خلاصهٔ سخن چه خوش باشد! سخن در پرده گفتن

متن اشعار به نقل از گنجور.