پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

منطق‌العشاق

بخش ۸ - غزل

عنایت‌ها توقع دارم از تو

که هم آشفته و هم زارم از تو

عزیزی پیش من چون جان اگر چه

به چشم خلق گیتی خوارم از تو

ز کار من مشو غافل، که عمریست

که من سرگشته و بی‌کارم از تو

نخواهم گشتن از عشق تو بیزار

بهل، تا میرسد آزارم از تو

طبیب من تویی، مشکل توانم

که درد خویش پنهان دارم از تو

مرا گر باز پرسی جای آنست

که مدتهاست تا بیمارم از تو

اگر در دامن افتد خونم از چشم

و گر در دیده آید خارم از تو

ادامه‌ی منطق‌العشاق

  1. بخش ۱۰ - آگاه شدن معشوق از حال عاشقچو بشنید این سخن، بر زاری او
  2. بخش ۱۱ - خلاصهٔ سخنکسی کو آزمود، آنگاه پیوست
  3. بخش ۱۲ - حکایتشبی پروانه‌ای با شمع شد جفت
  4. بخش ۱۳ - تمامی سخناگر با عقل داری آشنایی
  5. بخش ۱۴ - نامهٔ دوم از زبان عاشق به معشوقتو ای مهجور سر گردان، کدامی؟
  6. بخش ۱۵ - غزلتومینالی و کس را زان خبر نه
  7. بخش ۱۶ - فردمرا جویی و از من دور مانی
  8. بخش ۱۷ - رسیدن نامهٔ معشوق به عاشقچو بشنید این حدیث از هوش رفته
همه‌ی منطق‌العشاق ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.