پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

منطق‌العشاق

بخش ۷ - نامهٔ اول از زبان عاشق به معشوق

نسیم باد نوروزی، چه داری؟

گذر کن سوی آن دلبر به یاری

نگار ماهرخ، ترک پریوش

بت گل روی سیم اندام سرکش

فروغ نور چشم شهریاران

چراغ خلوت شب زنده‌داران

نهال روضهٔ حسن و جوانی

زلال فیض و آب زندگانی

چو دریابی تو آن رشک پری را

نمودار بتان آزری را

فرو خوان قصهٔ دردم به گوشش

نهان از طرهٔ عنبر فروشش

بگو او را به لطف از گفتهٔ من

که: ای وصل تو بخت خفتهٔ من

کنون عمریست تا در بند آنم

که روزی قصهٔ خود بر تو خوانم

دل ریشم به مهرت مبتلا شد

ترا دید و گرفتار بلا شد

نمودی رخ، ربودی دل ز دستم

کنون هستم بدانصورت که هستم

به پای خود در افتادم به دامت

تو آزاد از منی، ای من غلامت

دل اندر روی رنگین تو بستم

ندانم تا چه رنگ آید به دستم؟

تنم پرتاب و دل پرجوش تا کی؟

زبان پر حرف و لب خاموش تا کی؟

دلی رنجور و جانی خسته دارم

وزین محنت زبان چون بسته دارم؟

توانم ساخت، چون جانم نباشد

ولیکن تاب هجرانم نباشد

چو درمانم، به کار آرم صبوری

ولی صبرم نباشد وقت دوری

غمت را تا توانستم نهفتم

چو وقت گفتن آمد با تو گفتم

کنون تا خود ترا فرمان چه باشد؟

نگویی تا: مرا درمان چه باشد؟

دوایی کن مرا، کین دردم از تست

دل بریان و روی زردم از تست

نگفتم تاکنون احوال با کس

چو حال من بدانستی، ازین بس

ادامه‌ی منطق‌العشاق

  1. بخش ۹ - مثنویغلامی میکنم تا زنده باشم
  2. بخش ۱۰ - آگاه شدن معشوق از حال عاشقچو بشنید این سخن، بر زاری او
  3. بخش ۱۱ - خلاصهٔ سخنکسی کو آزمود، آنگاه پیوست
  4. بخش ۱۲ - حکایتشبی پروانه‌ای با شمع شد جفت
  5. بخش ۱۳ - تمامی سخناگر با عقل داری آشنایی
  6. بخش ۱۴ - نامهٔ دوم از زبان عاشق به معشوقتو ای مهجور سر گردان، کدامی؟
  7. بخش ۱۵ - غزلتومینالی و کس را زان خبر نه
  8. بخش ۱۶ - فردمرا جویی و از من دور مانی
همه‌ی منطق‌العشاق ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.