پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

منطق‌العشاق

بخش ۲۲ - غزل

نمی‌یابم برت چندان مجالی

که در گوش تو گویم حسب حالی

هوس دارم که هر روزت ببینم

و گر هر روز نتوان، هر به سالی

منم هر ساعت از هجرت به دردی

منم هر لحظه از عشقت به حالی

نه در کار بلای هجر دستی

نه در خورد هوای عشق بالی

فضیحت گشته‌ای، بی‌خانمانی

به غارت برده‌ای، بیجاه و مالی

سخن بسیار دارم، گر دلت را

ز پر گفتن نیفزاید ملالی

ادامه‌ی منطق‌العشاق

  1. بخش ۲۴ - رسیدن نامهٔ عاشق به معشوقچو آن شیرین سخن این نامه بر خواند
  2. بخش ۲۵ - خلاصهٔ سخنبه قدر حسن خوبان دلفروزند
  3. بخش ۲۶ - حکایتگدایی گشت با شهزاده‌ای جفت
  4. بخش ۲۷ - تمای سخندل آن ماه نیز این فکر میکرد
  5. بخش ۲۸ - نامهٔ چهارم از زبان معشوق به عاشقزهی، سودای من گم کرده نامت
  6. بخش ۲۹ - غزلمشو عاشق، که جانت را بسوزد
  7. بخش ۳۰ - فردنخواهم با تو پیوستن به یاری
  8. بخش ۳۱ - شنیدن عاشق سخن معشوق رابرید دوست چون آورد نامه
همه‌ی منطق‌العشاق ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.