پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

منطق‌العشاق

بخش ۳۱ - شنیدن عاشق سخن معشوق را

برید دوست چون آورد نامه

درید آن عاشق از اندوه جامه

سلامی دید، دور از هر سلامت

حدیثی سر به سر جنگ و ملامت

بدانست از سواد نامهٔ دوست

فراغ خاطر خود کامهٔ دوست

به دل گفتا: بکن زین کار دندان

جفا بر خود مکن چندین که چندان

دل آن بی‌وفا در بند ما نیست

دگر بارش سر پیوند ما نیست

ادامه‌ی منطق‌العشاق

  1. بخش ۳۳ - حکایتجوانی خار کن بر خار می‌خفت
  2. بخش ۳۴ - تمامی سخندل عاشق بدان فکرت چو برخاست
  3. بخش ۳۵ - نامهٔ پنجم از زبان عاشق به معشوقهمانا، دیگری داری، نگارا
  4. بخش ۳۶ - غزلدل از ما بر گرفتی، یاد می‌دار
  5. بخش ۳۷ - مثنویتو از من چون به زودی سیر گشتی
  6. بخش ۳۸ - شنیدن معشوق سخن عاشق رابدان آتش رخ آوردند چون دود
  7. بخش ۳۹ - خلاصهٔ سخنچرا بر زورمندی تند گردی؟
  8. بخش ۴۰ - حکایتکسی فرهاد را گفتا: کزین سنگ
همه‌ی منطق‌العشاق ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.