پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

منطق‌العشاق

بخش ۱۹ - حکایت

خبر دادند مجنون را که: لیلی

ندارد با تو پیوندی و میلی

بدیشان گفت: اگر معشوق جافیست

وفای عاشق بیچاره کافیست

تو نیز، ار طالب آن یار نغزی

قدم را راست می‌نه، تا نلغزی

به هر زخمی ز یاری سرمیپچان

عنان از دوستداری برمپیچان

طریق عشق سستی بر نتابد

محبت جز درستی بر نتابد

به اول آزمایش باشد آنجا

چو بگریزی، گشایش باشد آنجا

اگر خواهی که او غم خوارت افتد

تحمل کن، کزین بسیارت افتد

ادامه‌ی منطق‌العشاق

  1. بخش ۲۱ - نامه سوم از زبان عاشق به معشوقمگر با ما سر یاری نداری؟
  2. بخش ۲۲ - غزلنمی‌یابم برت چندان مجالی
  3. بخش ۲۳ - فردبگویم با تو سر سینهٔ خویش
  4. بخش ۲۴ - رسیدن نامهٔ عاشق به معشوقچو آن شیرین سخن این نامه بر خواند
  5. بخش ۲۵ - خلاصهٔ سخنبه قدر حسن خوبان دلفروزند
  6. بخش ۲۶ - حکایتگدایی گشت با شهزاده‌ای جفت
  7. بخش ۲۷ - تمای سخندل آن ماه نیز این فکر میکرد
  8. بخش ۲۸ - نامهٔ چهارم از زبان معشوق به عاشقزهی، سودای من گم کرده نامت
همه‌ی منطق‌العشاق ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.