پرش به محتوای اصلی
میلی

میلی

غزلیات

۳۰۴ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ سر مست آرزو را، رسم ادب نباشد
  2. شمارهٔ ۱۸۲ ره غلط کرده خیالش به دل ریش آمد
  3. شمارهٔ ۱۸۳ دل من چون مرغ بسمل، دمی آرمیده باشد
  4. شمارهٔ ۱۸۴ با هرکه ستم پیشه من در سخن آید
  5. شمارهٔ ۱۸۵ از جا دلم به جلوه حیرت‌فزا مبر
  6. شمارهٔ ۱۸۶ ای که داری هوس عشق، کمِ عشرت گیر
  7. شمارهٔ ۱۸۷ گر بشنوم که سوی رقیبان روی دگر
  8. شمارهٔ ۱۸۸ با آنکه هر زمان شوم از غصه زارتر
  9. شمارهٔ ۱۸۹ به اجل، کار دل زار مرا وا مگذار
  10. شمارهٔ ۱۹۰ جان نداده‌ست بَرَت عاشق بیمار هنوز
  11. شمارهٔ ۱۹۱ ای چشم تو همچو فتنه خونریز
  12. شمارهٔ ۱۹۲ بیا و تازه خدنگی برین خراب انداز
  13. شمارهٔ ۱۹۳ صحرای دل ز آتشِ مَی شد حجاب‌سوز
  14. شمارهٔ ۱۹۴ جان رفت و سینه تیر غمت را نشان هنوز
  15. شمارهٔ ۱۹۵ حاصل ما از نوید وصل، پیغام است و بس
  16. شمارهٔ ۱۹۶ شوم از مدعی خوشدل، چو بینم از تو خشنودش
  17. شمارهٔ ۱۹۷ چون شمع درآ سرزده و بزم‌نشین باش
  18. شمارهٔ ۱۹۸ درین غمم که مباد از نگاه دم به دمش
  19. شمارهٔ ۱۹۹ چنان رفتم من بی‌اعتبار از خاطر شادش
  20. شمارهٔ ۲۰۰ ای خوش آن صید که آسوده ز جان دادن خویش
  21. شمارهٔ ۲۰۱ هر لحظه مرا ذوق محبّت برد از هوش
  22. شمارهٔ ۲۰۲ از شکر خنده آن گل به من افتاد آتش
  23. شمارهٔ ۲۰۳ مردم و جان به غم یار نهانی مشتاق
  24. شمارهٔ ۲۰۴ آتش به دل افروختن من شده نزدیک
  25. شمارهٔ ۲۰۵ ز نومیدی وعده افسرده بودم
  26. شمارهٔ ۲۰۶ ز ضعف، دست به دیوار داده آمده‌ام
  27. شمارهٔ ۲۰۷ حرفی به تو از بیم سخنساز نگویم
  28. شمارهٔ ۲۰۸ به خون چهره می‌شویم و می‌روم
  29. شمارهٔ ۲۰۹ ز من در شکوه آن شوخ بلا بوده‌ست، دانستم
  30. شمارهٔ ۲۱۰ به وقت صلح چو در شکوه پیش یار شدم
  31. شمارهٔ ۲۱۱ قربان نگه کردن پنهان تو گردم
  32. شمارهٔ ۲۱۲ رفتم کز التفات تو کامی نداشتم
  33. شمارهٔ ۲۱۳ گرم آمدم سوی تو و افسرده می‌روم
  34. شمارهٔ ۲۱۴ ز من غافل چو گردد از غرور حسن، بد خویم
  35. شمارهٔ ۲۱۵ بس که هر لحظه فریبی به زبان دگرم
  36. شمارهٔ ۲۱۶ شب به مستی گله چندان ز عتابش کردم
  37. شمارهٔ ۲۱۷ از آستان او گله آلود می‌روم
  38. شمارهٔ ۲۱۸ ترسم گر از محبّت خویشش خبر کنم
  39. شمارهٔ ۲۱۹ دوش مستی را هم‌آغوش جنون می‌ساختم
  40. شمارهٔ ۲۲۰ آن رفت که وصلت به دعا می‌طلبیدم
  41. شمارهٔ ۲۲۱ چون نظر در خواب بر خورشید رخسارش کنم
  42. شمارهٔ ۲۲۲ هلاک جان خود زان غمزه خونخوار فهمیدم
  43. شمارهٔ ۲۲۳ گر از نوروز، نوشد ماتمم،‌ خاطر مجوییدم
  44. شمارهٔ ۲۲۴ امشب می وصال، پیاپی کشیده‌ام
  45. شمارهٔ ۲۲۵ آگه از لذت غم تا من دیوانه شدم
  46. شمارهٔ ۲۲۶ از بس که بزم مهر و وفا گرم کرده‌ام
  47. شمارهٔ ۲۲۷ از تو ای شمع، من سوخته خرمن سوزم
  48. شمارهٔ ۲۲۸ باز آتشی به جان بلاکش فکنده‌ام
  49. شمارهٔ ۲۲۹ وفای وعده گمان از تو بی‌وفا داریم
  50. شمارهٔ ۲۳۰ ترا به کام رقیبان شنوده آمده‌ام
  51. شمارهٔ ۲۳۱ چند از کوی تو چون باد نیاسوده روم
  52. شمارهٔ ۲۳۲ ز بزمش با چنین خواری،‌ نخواهم زود برخیزم
  53. شمارهٔ ۲۳۳ از خون، پس از هلاک رقم کن به سنگ من
  54. شمارهٔ ۲۳۴ به بزم دوش چنان بود همزبان با من
  55. شمارهٔ ۲۳۵ ز اظهار نیازم برفروزد، از عتاب است این
  56. شمارهٔ ۲۳۶ امروز بس که خواریم، در چشم گلعذاران
  57. شمارهٔ ۲۳۷ درآید هر کجا در جلوه ناز آفتاب من
  58. شمارهٔ ۲۳۸ نباشد چاره‌ای درآرزویش غیر جان دادن
  59. شمارهٔ ۲۳۹ غمزه زنان بر جهانیان گذری کن
  60. شمارهٔ ۲۴۰ خیال آشنایی چون کند بیگانه خوی من؟

متن اشعار به نقل از گنجور.