پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۹

چنان رفتم من بی‌اعتبار از خاطر شادش

که گر می‌بیندم صد ره، نمی‌آید ز من یادش

خوش آن ساعت که رحمش باز دارد چون ز آزارم

کند بی‌اعتدالیهای خویی، گرم بیدادش

بنای شهربند عافیت کردم، ندانستم

که عشق خانه‌ویران‌ساز، خواهد کند بنیادش

شهید خنجرت هر چند از خود بیخبر باشد

خبردارش کند بی‌تابی دل، چون کنی یادش

به جان از ناله می‌آورد میلی، دوش مردم را

اگر هر دم نمی‌شد بیخودی مانع ز فریادش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۱هر لحظه مرا ذوق محبّت برد از هوش
  2. شمارهٔ ۲۰۲از شکر خنده آن گل به من افتاد آتش
  3. شمارهٔ ۲۰۳مردم و جان به غم یار نهانی مشتاق
  4. شمارهٔ ۲۰۴آتش به دل افروختن من شده نزدیک
  5. شمارهٔ ۲۰۵ز نومیدی وعده افسرده بودم
  6. شمارهٔ ۲۰۶ز ضعف، دست به دیوار داده آمده‌ام
  7. شمارهٔ ۲۰۷حرفی به تو از بیم سخنساز نگویم
  8. شمارهٔ ۲۰۸به خون چهره می‌شویم و می‌روم
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.