پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۴

جان رفت و سینه تیر غمت را نشان هنوز

دل شاهباز عشق ترا آشیان هنوز

در زیر خاک، دل به همین خوش کنم که هست

از خون من نشانه بر آن آستان هنوز

دانسته‌ای که مهر تو با جان نمی‌رود

کز خاک کشتگان گذری سرگران هنوز

راز نهانی‌ام شده افسانه در جهان

وین طرفه‌تر که می‌کنم از خود نهان هنوز

این غم کجا برم که به من از جفای تو

شد غیر مهربان و تو نامهربان هنوز

یارب کجا پیالهٔ لبریز داده‌اند

کز باده آستین تو دارد نشان هنوز

میلی درین خیال که بردارد از تو دل

تو دل ازو گرفته و در قصد جان هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۶شوم از مدعی خوشدل، چو بینم از تو خشنودش
  2. شمارهٔ ۱۹۷چون شمع درآ سرزده و بزم‌نشین باش
  3. شمارهٔ ۱۹۸درین غمم که مباد از نگاه دم به دمش
  4. شمارهٔ ۱۹۹چنان رفتم من بی‌اعتبار از خاطر شادش
  5. شمارهٔ ۲۰۰ای خوش آن صید که آسوده ز جان دادن خویش
  6. شمارهٔ ۲۰۱هر لحظه مرا ذوق محبّت برد از هوش
  7. شمارهٔ ۲۰۲از شکر خنده آن گل به من افتاد آتش
  8. شمارهٔ ۲۰۳مردم و جان به غم یار نهانی مشتاق
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.