پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۳

صحرای دل ز آتشِ مَی شد حجاب‌سوز

زد آتشم به جان ز رخ آفتاب‌سوز

اوّل ز روی گرم، دلم را کباب کرد

آخر به خندهٔ نمکین شد کباب‌سوز

بودم ازو چو شعلهٔ آتش در اضطراب

با آنکه بود بیخودی‌ام اضطراب‌سوز

هر دم شدی ز بیخودی‌ام گرم صد عتاب

گر آتش حجاب نبودی عتاب‌سوز

امشب خیال آن لب پرشور تا به روز

در چشم خونفشان چو نمک بود خواب‌سوز

میلی در آرزوی جمالش نسوختی

گر آفتاب حسن نبودی نقاب‌سوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۵حاصل ما از نوید وصل، پیغام است و بس
  2. شمارهٔ ۱۹۶شوم از مدعی خوشدل، چو بینم از تو خشنودش
  3. شمارهٔ ۱۹۷چون شمع درآ سرزده و بزم‌نشین باش
  4. شمارهٔ ۱۹۸درین غمم که مباد از نگاه دم به دمش
  5. شمارهٔ ۱۹۹چنان رفتم من بی‌اعتبار از خاطر شادش
  6. شمارهٔ ۲۰۰ای خوش آن صید که آسوده ز جان دادن خویش
  7. شمارهٔ ۲۰۱هر لحظه مرا ذوق محبّت برد از هوش
  8. شمارهٔ ۲۰۲از شکر خنده آن گل به من افتاد آتش
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.