فهرست اشعار
- شمارهٔ ۲۴۱ بر خویش نهد تهمت غمخوارگی من
- شمارهٔ ۲۴۲ جفای یار، چنان برده اعتبار از من
- شمارهٔ ۲۴۳ از آه سردم آخر، رنجید یار از من
- شمارهٔ ۲۴۴ به راه آرزو خاکم، طریق خاکساری بین
- شمارهٔ ۲۴۵ ای مایه آزار دل، فکر دلزاری بکن
- شمارهٔ ۲۴۶ چون هجوم آرد محبت، شاد نتوان زیستن
- شمارهٔ ۲۴۷ چنان شد همنشینم چشم مست فتنهبار تو
- شمارهٔ ۲۴۸ کو بخت کز برآمدن کام دل ازو
- شمارهٔ ۲۴۹ تا کس نیاورد سخنی بر زبان ز تو
- شمارهٔ ۲۵۰ تا نیاید به میان حرف نهان من و تو
- شمارهٔ ۲۵۱ دلم خوش است به نومیدی عنایت تو
- شمارهٔ ۲۵۲ از بس که کردهام گله هر جا ز خوی او
- شمارهٔ ۲۵۳ نمیبیند به سویم چون روم تنها به راه او
- شمارهٔ ۲۵۴ کنم چو یاد ز بیگانهآشنایی تو
- شمارهٔ ۲۵۵ با آنکه آزموده ترا دردمند تو
- شمارهٔ ۲۵۶ با آنکه نیست آگهیام در جهان ز تو
- شمارهٔ ۲۵۷ گریزم از تو دم خشمگین رسیدن تو
- شمارهٔ ۲۵۸ از بیم خوی تند تو، گاه عتاب تو
- شمارهٔ ۲۵۹ دل کیست، خراب صحبت تو
- شمارهٔ ۲۶۰ خوش آنکه رنجه گر شده باشم ز خوی تو
- شمارهٔ ۲۶۱ ای عالمی در خاک و خون، از غمزه خونریز تو
- شمارهٔ ۲۶۲ همچو غبار اگر شوم، در ره آرزوی تو
- شمارهٔ ۲۶۳ مینمایم خویش را وارسته از سودای او
- شمارهٔ ۲۶۴ دلم ز بس که جفا دیده و وفا کرده
- شمارهٔ ۲۶۵ آنکه از پرسش یار است حجابآلوده
- شمارهٔ ۲۶۶ زاهدا، به ز تو آن رند شرابآلوده
- شمارهٔ ۲۶۷ دل و دیده را نباشد، چه نهان چه آشکاره
- شمارهٔ ۲۶۸ نادیده مرا چون کند آن نور دو دیده
- شمارهٔ ۲۶۹ من بیخبر از خویش و دل از کار فتاده
- شمارهٔ ۲۷۰ کاروان رفته و تنها من بیدل مانده
- شمارهٔ ۲۷۱ به من که مست خرابم شراب ناب مده
- شمارهٔ ۲۷۲ ای جان تلخکام، خراب از چه بادهای
- شمارهٔ ۲۷۳ ز من ای غیر در رشکی، دلت شاد است پنداری
- شمارهٔ ۲۷۴ خواست گوید سخنی، دید زمانی در پی
- شمارهٔ ۲۷۵ خوش آنکه بیخودم از نشاهٔ نیاز کنی
- شمارهٔ ۲۷۶ ای غیر، خواهش دل آسوده میکنی
- شمارهٔ ۲۷۷ دلا ز سرو قدان برگرفتن نظر اولی
- شمارهٔ ۲۷۸ امشب دگر کجایی و دلجوی کیستی
- شمارهٔ ۲۷۹ دلا چنین مگر از منع یار میگذری
- شمارهٔ ۲۸۰ گشوده لب به حدیث ترحمآمیزی
- شمارهٔ ۲۸۱ قصدم به غمزه ستمانگیز میکنی
- شمارهٔ ۲۸۲ هرگز نظری سوی من از ناز نکردی
- شمارهٔ ۲۸۳ خوشا صلحی که شرمآلوده از آزار من باشی
- شمارهٔ ۲۸۴ خلقی به سر ره که خرامان بدر آیی
- شمارهٔ ۲۸۵ زود از بزم تو برخیزم چو یار من شوی
- شمارهٔ ۲۸۶ من و آرزوی بزمی که ز حال من بپرسی
- شمارهٔ ۲۸۷ ای خوش آن کز انتظارم گر خبر میداشتی
- شمارهٔ ۲۸۸ بعد از نگاه گرم، تبسم نمیکنی
- شمارهٔ ۲۸۹ بس که از ما بهر غیر ای بیوفا رنجیدهای
- شمارهٔ ۲۹۰ به بالین من در تب غم نیایی
- شمارهٔ ۲۹۱ آراستی صف مژه، راه که میزنی
- شمارهٔ ۲۹۲ میرسی قاصد و دل را به تپیدن داری
- شمارهٔ ۲۹۳ ز عشوه بس که مرا بیقرار خود کردی
- شمارهٔ ۲۹۴ دلا بیا که برآریم سر به شیدایی
- شمارهٔ ۲۹۵ زان مژه غیر خدنگ بلا ندهی
- شمارهٔ ۲۹۶ دل به تو بستم و ترک جفا ندهی
- شمارهٔ ۲۹۷ دگر دل ربود از کفم دلربایی
- شمارهٔ ۲۹۸ شب مژده وصال شنیدم، نیامدی
- شمارهٔ ۲۹۹ ای قاصد فرخنده، ز اغیار نهانی
- شمارهٔ ۳۰۰ رها ای شهسوار از کف عنان بارگی کردی
متن اشعار به نقل از گنجور.