پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۷

چنان شد همنشینم چشم مست فتنه‌بار تو

که آمد پیشتر از من به راه انتظار تو

کجا می می‌کشیدی با حریفان دوش، کامروزم

خبر از صحبت شب داد چشم پرخمار تو

کنی سرگشته هر دم قاصدی، گویا نمی‌دانی

که آرامی نمی‌دارد به یک جا بی‌قرار تو

چو بیرون آید از یک شرمساری این دل دشمن

کند بی‌تابیی تا بازگردم شرمسار تو

به خود صد وجه پیدا کرده‌ام هر سرگرانی را

ز بس کز سادگیها بوده‌ام امیدوار تو

به رغمت غیرپرور گر شود، خواری مکش میلی

که این فی‌الجمله یادی می‌دهد از اعتبار تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۹تا کس نیاورد سخنی بر زبان ز تو
  2. شمارهٔ ۲۵۰تا نیاید به میان حرف نهان من و تو
  3. شمارهٔ ۲۵۱دلم خوش است به نومیدی عنایت تو
  4. شمارهٔ ۲۵۲از بس که کرده‌ام گله هر جا ز خوی او
  5. شمارهٔ ۲۵۳نمی‌بیند به سویم چون روم تنها به راه او
  6. شمارهٔ ۲۵۴کنم چو یاد ز بیگانه‌آشنایی تو
  7. شمارهٔ ۲۵۵با آنکه آزموده ترا دردمند تو
  8. شمارهٔ ۲۵۶با آنکه نیست آگهی‌ام در جهان ز تو
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.