پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۲

ای جان تلخکام، خراب از چه باده‌ای

کز پا فتاده‌ایّ و دل از دست داده‌ای

ای دیده در مشاهده کیستی، که باز

هر سو به روی خود در حیرت گشاده‌ای

ای صبر، هر زمان ز زمان دگر کمی

وی درد، هردم از دم دیگر زیاده‌ای

شوخی که وعده داشت به من، دوش می‌گذشت

گفتم به خود که بهر چه روز ایستاده‌ای؟

برخاستم که در پی‌اش افتم، به ناز گفت

بنشین که در خیال محال اوفتاده‌ای

گفتم بیا به وعده وفا کن، به عشوه گفت

خوش بر فریب وعده ما دل نهاده‌ای

گفتم امیدها به تو دارم، به خنده گفت

میلی برو برو که تو بسیار ساده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۴خواست گوید سخنی، دید زمانی در پی
  2. شمارهٔ ۲۷۵خوش آنکه بیخودم از نشاهٔ نیاز کنی
  3. شمارهٔ ۲۷۶ای غیر، خواهش دل آسوده می‌کنی
  4. شمارهٔ ۲۷۷دلا ز سرو قدان برگرفتن نظر اولی
  5. شمارهٔ ۲۷۸امشب دگر کجایی و دلجوی کیستی
  6. شمارهٔ ۲۷۹دلا چنین مگر از منع یار می‌گذری
  7. شمارهٔ ۲۸۰گشوده لب به حدیث ترحم‌آمیزی
  8. شمارهٔ ۲۸۱قصدم به غمزه ستم‌انگیز می‌کنی
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.