پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۹

دلا چنین مگر از منع یار می‌گذری

که دردمندی و آسوده‌وار می‌گذری

چنین که برزده‌ای چابکانه دامن ناز

سوی کدام سیه‌روزگار می‌گذری

ز بیم طعنه، به هر کجا روی، به هرکه رسی

چو آفتاب، سراسیمه‌وار می‌گذری

به وصل غیر، گمان رسیدنم داری

که می‌رسی به من و شرمسار می‌گذری

ندانم این ز فریب است یا ز جذبه عشق

که هر دمم به ره انتظار می‌گذری

ز خنجر مژه و تیر غمزه معلوم است

که بهر کشتن میلیّ‌زار می‌گذری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۱قصدم به غمزه ستم‌انگیز می‌کنی
  2. شمارهٔ ۲۸۲هرگز نظری سوی من از ناز نکردی
  3. شمارهٔ ۲۸۳خوشا صلحی که شرم‌آلوده از آزار من باشی
  4. شمارهٔ ۲۸۴خلقی به سر ره که خرامان بدر آیی
  5. شمارهٔ ۲۸۵زود از بزم تو برخیزم چو یار من شوی
  6. شمارهٔ ۲۸۶من و آرزوی بزمی که ز حال من بپرسی
  7. شمارهٔ ۲۸۷ای خوش آن کز انتظارم گر خبر می‌داشتی
  8. شمارهٔ ۲۸۸بعد از نگاه گرم، تبسم نمی‌کنی
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.