پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۵

ای مایه آزار دل، فکر دل‌زاری بکن

شکرانه آزادگی، یاد از گرفتاری بکن

غمزه‌زنان، جولان‌کنان،‌ با این و با آن همعنان

ز افتادگان چون بگذری، رو در قفا باری بکن

ای قتل مردم کار تو، باقی‌ست چندین جان هنوز

بیکار منشین جان من، تا می‌توان کاری بکن

... آزرده‌دل می‌بینمت

با من گذار این درد دل، ترک دل‌آزاری بکن

در راندن هر بوالهوس، گشتی به بدخویی مثل

چون با ستم خو کرده‌ای، با عاشق زاری بکن

بیماری میلی مگر یابد علاج از تیغ تو

چون می‌توانی، رحمتی برحال بیماری بکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۷چنان شد همنشینم چشم مست فتنه‌بار تو
  2. شمارهٔ ۲۴۸کو بخت کز برآمدن کام دل ازو
  3. شمارهٔ ۲۴۹تا کس نیاورد سخنی بر زبان ز تو
  4. شمارهٔ ۲۵۰تا نیاید به میان حرف نهان من و تو
  5. شمارهٔ ۲۵۱دلم خوش است به نومیدی عنایت تو
  6. شمارهٔ ۲۵۲از بس که کرده‌ام گله هر جا ز خوی او
  7. شمارهٔ ۲۵۳نمی‌بیند به سویم چون روم تنها به راه او
  8. شمارهٔ ۲۵۴کنم چو یاد ز بیگانه‌آشنایی تو
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.