پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۷

دل و دیده را نباشد،‌ چه نهان چه آشکاره

نه تحمل صبوری، نه تهوّر نظاره

ز تو بس که ناامیدم،‌ به گمان خود نیفتم

اگرم به جانب خود طلبی به صد اشاره

بروید چاره‌جویان، پی کار خود، که دیگر

به رمیده آهوی جان، نرسد کمند چاره

ز کجاست بخت آنم، که به مجمع رقیبان

چو مرا ز دور بیند،‌ کند از میان کناره

نبود شرار آهم دم واپسین، که با جان

به مشایعت برآید،‌ جگر هزار پاره

تب جانگداز میلی، ز عرق نیافت تسکین

چه خلل پذیرد آتش، ز ترددّ شراره

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۹من بی‌خبر از خویش و دل از کار فتاده
  2. شمارهٔ ۲۷۰کاروان رفته و تنها من بی‌دل مانده
  3. شمارهٔ ۲۷۱به من که مست خرابم شراب ناب مده
  4. شمارهٔ ۲۷۲ای جان تلخکام، خراب از چه باده‌ای
  5. شمارهٔ ۲۷۳ز من ای غیر در رشکی، دلت شاد است پنداری
  6. شمارهٔ ۲۷۴خواست گوید سخنی، دید زمانی در پی
  7. شمارهٔ ۲۷۵خوش آنکه بیخودم از نشاهٔ نیاز کنی
  8. شمارهٔ ۲۷۶ای غیر، خواهش دل آسوده می‌کنی
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.