پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۱

سر مست آرزو را، رسم ادب نباشد

گر سر نهم به پایت، باری عجب نباشد

چون شانه روبه‌رویش دیدم، ولی ندیدم

یک تار مو که بر وی، دست طلب نباشد

نتوان چو گریه کردن، روز از حجاب مردم

خالی نمی‌شود دل، گر تیره شب نباشد

از زندگی چه دارم، کز مرگ رو بتابم

گیرم که نیم‌جانی، دایم به لب نباشد

چون نرگس تو باشد، در بزم ناز ساقی

بی‌باده از حریفان، مستی عجب نباشد

در بزم وصل، میلی در گریه چند باشی

بنشین که جای ماتم، بزم طرب نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۳دل من چون مرغ بسمل، دمی آرمیده باشد
  2. شمارهٔ ۱۸۴با هرکه ستم پیشه من در سخن آید
  3. شمارهٔ ۱۸۵از جا دلم به جلوه حیرت‌فزا مبر
  4. شمارهٔ ۱۸۶ای که داری هوس عشق، کمِ عشرت گیر
  5. شمارهٔ ۱۸۷گر بشنوم که سوی رقیبان روی دگر
  6. شمارهٔ ۱۸۸با آنکه هر زمان شوم از غصه زارتر
  7. شمارهٔ ۱۸۹به اجل، کار دل زار مرا وا مگذار
  8. شمارهٔ ۱۹۰جان نداده‌ست بَرَت عاشق بیمار هنوز
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.