پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۵

از جا دلم به جلوه حیرت‌فزا مبر

جا در دلم بگیر و دلم را ز جا مبر

تا بشنود حدیث ملال‌آور ترا

قاصد، پیام ما ببر و نام ما مبر

بیگانه کردم از تو به صد حیله خویش را

بازم ز ره به یک نگه آشنا مبر

دارد هوای بزم رقیب، آفتاب من

ای شوق، همچو سایه مرا از قفا مبر

هر دم دلا مگو که مرا درد او دواست

نادردمند! این همه نام دوا مبر

میلی چنین که جا برِ او کرده مدعی

بیهوده رنج در طلب مدعا مبر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۷گر بشنوم که سوی رقیبان روی دگر
  2. شمارهٔ ۱۸۸با آنکه هر زمان شوم از غصه زارتر
  3. شمارهٔ ۱۸۹به اجل، کار دل زار مرا وا مگذار
  4. شمارهٔ ۱۹۰جان نداده‌ست بَرَت عاشق بیمار هنوز
  5. شمارهٔ ۱۹۱ای چشم تو همچو فتنه خونریز
  6. شمارهٔ ۱۹۲بیا و تازه خدنگی برین خراب انداز
  7. شمارهٔ ۱۹۳صحرای دل ز آتشِ مَی شد حجاب‌سوز
  8. شمارهٔ ۱۹۴جان رفت و سینه تیر غمت را نشان هنوز
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.