پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۶

ای که داری هوس عشق، کمِ عشرت گیر

یا میا بر سر این کار و ز من عبرت گیر

ای غم یار، تو در آتش ما می‌سوزی

که ترا گفت که با سوختگان الفت گیر؟

حرمت خویش نگه‌دار دلا در بزمش

پیشتر زانکه برانند ترا، رخصت گیر

چون گریزم ز تو در عزّت و در خواری نیست

خوار بگذار مرا، وز دگران عزت گیر

از تو باید که دل غیر تسلی باشد

گو به صد خرمن جان، صاعقهٔ غیرت گیر

گرچه نسبت به من این حرف ندارد، زنهار

ترک همصحبتی مردم بی‌نسبت گیر

زود تسلیم مکن جان به خدنگش میلی

دست و پایی زن و از عمر دمی لذّت گیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۸با آنکه هر زمان شوم از غصه زارتر
  2. شمارهٔ ۱۸۹به اجل، کار دل زار مرا وا مگذار
  3. شمارهٔ ۱۹۰جان نداده‌ست بَرَت عاشق بیمار هنوز
  4. شمارهٔ ۱۹۱ای چشم تو همچو فتنه خونریز
  5. شمارهٔ ۱۹۲بیا و تازه خدنگی برین خراب انداز
  6. شمارهٔ ۱۹۳صحرای دل ز آتشِ مَی شد حجاب‌سوز
  7. شمارهٔ ۱۹۴جان رفت و سینه تیر غمت را نشان هنوز
  8. شمارهٔ ۱۹۵حاصل ما از نوید وصل، پیغام است و بس
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.