پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۲

ره غلط کرده خیالش به دل ریش آمد

همچو شاهی که به ویرانه درویش آمد

خواری و زاری من دید و به حالم نگریست

آشنایی که درین گوشه مرا پیش آمد

هیچ کس در پی رسوایی دل نیست، ولی

چه توان، چون ز تحمل غم دل بیش آمد

نقد جان بر سر دل عاقبت‌الامر نهاد

هر که سوی تو به دنبال دل خویش آمد

نیش عقرب ز یکی بیش ندیدیم، ولی

عقرب زلف ترا هر سر مو نیش آمد

ای مسلمان که دل اندر گرو دین داری

بر حذر باش که آن کافر بد کیش آمد

لب پر شور تو در خاطر میلی بگذشت

تازه بازم نمکی بر جگر ریش آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۴با هرکه ستم پیشه من در سخن آید
  2. شمارهٔ ۱۸۵از جا دلم به جلوه حیرت‌فزا مبر
  3. شمارهٔ ۱۸۶ای که داری هوس عشق، کمِ عشرت گیر
  4. شمارهٔ ۱۸۷گر بشنوم که سوی رقیبان روی دگر
  5. شمارهٔ ۱۸۸با آنکه هر زمان شوم از غصه زارتر
  6. شمارهٔ ۱۸۹به اجل، کار دل زار مرا وا مگذار
  7. شمارهٔ ۱۹۰جان نداده‌ست بَرَت عاشق بیمار هنوز
  8. شمارهٔ ۱۹۱ای چشم تو همچو فتنه خونریز
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.