پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۴

ز من غافل چو گردد از غرور حسن، بد خویم

به تقریبی کنم هر دم سخن، تا بنگرد سویم

ز کوی دوست رفتم از جفای دشمنان، یا رب

چه او را بگذرد در دل نبیند چون در آن کویم

حجابش تا نگردد مانع دشنام، هر ساعت

به بزم او حکایتهای گستاخانه می‌گویم

اگر بختم کند یاری که تنها بینمت جایی

حجاب حسن نگذارد ترا تا بنگری سویم

همین بس حاصل دیوانگی میلی که هر ساعت

به سویم سنگ در کف می‌دود طفل جفا جویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۶شب به مستی گله چندان ز عتابش کردم
  2. شمارهٔ ۲۱۷از آستان او گله آلود می‌روم
  3. شمارهٔ ۲۱۸ترسم گر از محبّت خویشش خبر کنم
  4. شمارهٔ ۲۱۹دوش مستی را هم‌آغوش جنون می‌ساختم
  5. شمارهٔ ۲۲۰آن رفت که وصلت به دعا می‌طلبیدم
  6. شمارهٔ ۲۲۱چون نظر در خواب بر خورشید رخسارش کنم
  7. شمارهٔ ۲۲۲هلاک جان خود زان غمزه خونخوار فهمیدم
  8. شمارهٔ ۲۲۳گر از نوروز، نوشد ماتمم،‌ خاطر مجوییدم
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.