پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۲

هلاک جان خود زان غمزه خونخوار فهمیدم

به جانم کار دارد، از هوای کار فهمیدم

خراب مجلس دوشم، که از اغیار در مستی

شکایت گونه‌ای کردی که صد آزار فهمیدم

گمان وعده دیدار او با کس نمی‌بردم

ز تاب انتظار آوردن اغیار فهمیدم

چنان امیدواری پشتگرمم داشت در بزمش

که صد عذر صریحم گفت و من دشوار فهمیدم

نگاهی کردی و انداختی در بیم و امیدم

چه بود این حرف کز وی مدعا بسیار فهمیدم

ز بدخویی چه کردی با دل آزرده میلی

که امشب داشت آزاری که بی‌اظهار فهمیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۴امشب می وصال، پیاپی کشیده‌ام
  2. شمارهٔ ۲۲۵آگه از لذت غم تا من دیوانه شدم
  3. شمارهٔ ۲۲۶از بس که بزم مهر و وفا گرم کرده‌ام
  4. شمارهٔ ۲۲۷از تو ای شمع، من سوخته خرمن سوزم
  5. شمارهٔ ۲۲۸باز آتشی به جان بلاکش فکنده‌ام
  6. شمارهٔ ۲۲۹وفای وعده گمان از تو بی‌وفا داریم
  7. شمارهٔ ۲۳۰ترا به کام رقیبان شنوده آمده‌ام
  8. شمارهٔ ۲۳۱چند از کوی تو چون باد نیاسوده روم
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.