پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۵

بس که هر لحظه فریبی به زبان دگرم

هر چه گویی، فکند دل به گمان دگرم

وه که هر چند مرا برد غم از حال به حال

کرد سودای تو رسوا به نشان دگرم

هوس آمدنش برده قرار از من زار

هر زمان وعده نماید به زمان دگرم

پا نهد هجر چنان بر سر خاکم که مگر

هر زمان دسترسی هست به جان دگرم

از جهان با کفن غرقه به خون خواهم رفت

تا کند عشق تو رسوای جهان دگرم

بهر خرسندی میلیّ و نرنجیدن غیر

سخنی گفت نگاهش به زبان دگرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۷از آستان او گله آلود می‌روم
  2. شمارهٔ ۲۱۸ترسم گر از محبّت خویشش خبر کنم
  3. شمارهٔ ۲۱۹دوش مستی را هم‌آغوش جنون می‌ساختم
  4. شمارهٔ ۲۲۰آن رفت که وصلت به دعا می‌طلبیدم
  5. شمارهٔ ۲۲۱چون نظر در خواب بر خورشید رخسارش کنم
  6. شمارهٔ ۲۲۲هلاک جان خود زان غمزه خونخوار فهمیدم
  7. شمارهٔ ۲۲۳گر از نوروز، نوشد ماتمم،‌ خاطر مجوییدم
  8. شمارهٔ ۲۲۴امشب می وصال، پیاپی کشیده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.