پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۸

نباشد چاره‌ای درآرزویش غیر جان دادن

که باشد عیب پیش غمزه‌اش رسم امان دادن

ز غوغای هوسناکان به این امید خرسندم

که خواهد بدگمانیها به یادش امتحان دادن

ز بی‌تابی هلاک مردنم، هرچند می‌دانم

که غم دست از گریبانم نمی‌دارد به جان دادن

به کویش چون روم، بیگانهای همره برم با خود

که دل را از تغافل کردنش تسکین توان دادن

به وقت شکوه‌اش جرمم یقین از بی‌گناهی شد

مرا میلی تو می‌بایست حرفی بر زبان دادن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۰خیال آشنایی چون کند بیگانه خوی من؟
  2. شمارهٔ ۲۴۱بر خویش نهد تهمت غمخوارگی من
  3. شمارهٔ ۲۴۲جفای یار، چنان برده اعتبار از من
  4. شمارهٔ ۲۴۳از آه سردم آخر، رنجید یار از من
  5. شمارهٔ ۲۴۴به راه آرزو خاکم، طریق خاکساری بین
  6. شمارهٔ ۲۴۵ای مایه آزار دل، فکر دل‌زاری بکن
  7. شمارهٔ ۲۴۶چون هجوم آرد محبت، شاد نتوان زیستن
  8. شمارهٔ ۲۴۷چنان شد همنشینم چشم مست فتنه‌بار تو
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.