فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱۹۲۱ گر ماه تو از مشک تو آلوده نبودی
- شمارهٔ ۱۹۲۲ امید نبود ار چه مرا یک نظر از وی
- شمارهٔ ۱۹۲۳ من باد نخواهم که وزد بر چو تو باغی
- شمارهٔ ۱۹۲۴ صبا زلف ترا گر دم ندادی
- شمارهٔ ۱۹۲۵ زهی رویت شکفته لاله زاری
- شمارهٔ ۱۹۲۶ بیکار دلی باشد کو را نبود دردی
- شمارهٔ ۱۹۲۷ گل آمد و هر مرغی زد نغمه به هر باغی
- شمارهٔ ۱۹۲۸ عشق آتشم در جان زد و جانان ازان دیگران
- شمارهٔ ۱۹۲۹ فراهم کرد شکل کج کلاهی
- شمارهٔ ۱۹۳۰ مرا دل با یکی مانده ست جایی
- شمارهٔ ۱۹۳۱ ای زلف تو هر گره گشادی
- شمارهٔ ۱۹۳۲ ای فتنه ز چشم تو نشانی
- شمارهٔ ۱۹۳۳ گر چشم من در روی آن خورشید رخسار آمدی
- شمارهٔ ۱۹۳۴ بهر گشاد عالمی بگشا ز زلف خود خمی
- شمارهٔ ۱۹۳۵ ای ننهاده هیچ گه تن به رضای چون منی
- شمارهٔ ۱۹۳۶ سرو سمنبرم کجا تا به برش درآرمی؟
- شمارهٔ ۱۹۳۷ گر به کمند زلف تو من نه چنین اسیرمی
- شمارهٔ ۱۹۳۸ پیش از این من با جوانان آشنایی کردمی
- شمارهٔ ۱۹۳۹ پیش از این من کاشکی عشقت نمی ورزیدمی
- شمارهٔ ۱۹۴۰ همه شب فرو نیاید به دلم کرشمه سازی
- شمارهٔ ۱۹۴۱ پسرا و نازنینا، به کرشمه گاه گاهی
- شمارهٔ ۱۹۴۲ به فراغ دل زمانی نظری به ماهرویی
- شمارهٔ ۱۹۴۳ من ترا دارم و جز لطف توام نیست کسی
- شمارهٔ ۱۹۴۴ در سر افتاده ز عشق توام، ای جان، هوسی
- شمارهٔ ۱۹۴۵ بسیار باشد، ای جان، از همچو من غمینی
- شمارهٔ ۱۹۴۶ آن چشم شوخ را بین هر غمزهای بلایی
- شمارهٔ ۱۹۴۷ هر شبم کآهم به عالم دم زدی
- شمارهٔ ۱۹۴۸ من ندیدم چون تو هرگز دلبری
- شمارهٔ ۱۹۴۹ آنکه مرا در دل است گر به کنار آمدی
- شمارهٔ ۱۹۵۰ یک ره بکن ز غمزه خونین اشارتی
- شمارهٔ ۱۹۵۱ آمد بهار و سرو بر آراست قامتی
- شمارهٔ ۱۹۵۲ مردانه می کشد به جفایم ستمگری
- شمارهٔ ۱۹۵۳ ای صد شکست زلف ترا زیر هر خمی
- شمارهٔ ۱۹۵۴ ساقی بیا که موسم عیش است و میم و یی
- شمارهٔ ۱۹۵۵ تو می روی و به نظاره تو چشم جهانی
- شمارهٔ ۱۹۵۶ بسی نماند که جانی برون رود ز غریبی
- شمارهٔ ۱۹۵۷ یار است و صد کرشمه، شهر است و خوبرویی
- شمارهٔ ۱۹۵۸ ای که به چشم تو نیایم همی
- شمارهٔ ۱۹۵۹ هر کسی را هوای سیم و زری
- شمارهٔ ۱۹۶۰ دوش می گفت پیر ترسایی
- شمارهٔ ۱۹۶۱ ای ز زلف تو مشک تر بویی
- شمارهٔ ۱۹۶۲ دلی دارم، اما جز افگار نی
- شمارهٔ ۱۹۶۳ مسلمانان، گرفتارم به دست نامسلمانی
- شمارهٔ ۱۹۶۴ ای گل، دهن تنگت صد تنگ شکر چیزی
- شمارهٔ ۱۹۶۵ لعل است چنان با لب یا هست ز جان چیزی!
- شمارهٔ ۱۹۶۶ بهاری این چنین خرم، مرا آواره دل جایی
- شمارهٔ ۱۹۶۷ دو چشم مست ترا نیست از جهان خبری
- شمارهٔ ۱۹۶۸ من اشک بیدلان را خنده می پنداشتم روزی
- شمارهٔ ۱۹۶۹ صبا آمد، ولی بویی ازان گلزار بایستی
- شمارهٔ ۱۹۷۰ نیست در شهر گرفتارتر از من دگری
- شمارهٔ ۱۹۷۱ سخن چون زان دو لب گویی، چه گوید انگبین باری؟
- شمارهٔ ۱۹۷۲ گل آمد و همه در باغ با می و جامی
- شمارهٔ ۱۹۷۳ کشان دل تو به سوی گلی و نسترنی
- شمارهٔ ۱۹۷۴ گذشت آن کین دل زارم شکیبا بود یک چندی
- شمارهٔ ۱۹۷۵ خوش آن شبها که آن جان جهان مهمان من بودی
- شمارهٔ ۱۹۷۶ نبود یار من آن را که یار داشتمی
- شمارهٔ ۱۹۷۷ ای غنچه را بر بسته لب، شکل و دهان چون تویی
- شمارهٔ ۱۹۷۸ شاه حسنی وز متاع نیکویی داری فراغی
- شمارهٔ ۱۹۷۹ نوبهار آمد و بگذشت به شادی مه دی
- شمارهٔ ۱۹۸۰ ای معدن ناز، ناز تا کی؟
متن اشعار به نقل از گنجور.