پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی

غزلیات

۱,۹۹۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۹۲۱ گر ماه تو از مشک تو آلوده نبودی
  2. شمارهٔ ۱۹۲۲ امید نبود ار چه مرا یک نظر از وی
  3. شمارهٔ ۱۹۲۳ من باد نخواهم که وزد بر چو تو باغی
  4. شمارهٔ ۱۹۲۴ صبا زلف ترا گر دم ندادی
  5. شمارهٔ ۱۹۲۵ زهی رویت شکفته لاله زاری
  6. شمارهٔ ۱۹۲۶ بیکار دلی باشد کو را نبود دردی
  7. شمارهٔ ۱۹۲۷ گل آمد و هر مرغی زد نغمه به هر باغی
  8. شمارهٔ ۱۹۲۸ عشق آتشم در جان زد و جانان ازان دیگران
  9. شمارهٔ ۱۹۲۹ فراهم کرد شکل کج کلاهی
  10. شمارهٔ ۱۹۳۰ مرا دل با یکی مانده ست جایی
  11. شمارهٔ ۱۹۳۱ ای زلف تو هر گره گشادی
  12. شمارهٔ ۱۹۳۲ ای فتنه ز چشم تو نشانی
  13. شمارهٔ ۱۹۳۳ گر چشم من در روی آن خورشید رخسار آمدی
  14. شمارهٔ ۱۹۳۴ بهر گشاد عالمی بگشا ز زلف خود خمی
  15. شمارهٔ ۱۹۳۵ ای ننهاده هیچ گه تن به رضای چون منی
  16. شمارهٔ ۱۹۳۶ سرو سمنبرم کجا تا به برش درآرمی؟
  17. شمارهٔ ۱۹۳۷ گر به کمند زلف تو من نه چنین اسیرمی
  18. شمارهٔ ۱۹۳۸ پیش از این من با جوانان آشنایی کردمی
  19. شمارهٔ ۱۹۳۹ پیش از این من کاشکی عشقت نمی ورزیدمی
  20. شمارهٔ ۱۹۴۰ همه شب فرو نیاید به دلم کرشمه سازی
  21. شمارهٔ ۱۹۴۱ پسرا و نازنینا، به کرشمه گاه گاهی
  22. شمارهٔ ۱۹۴۲ به فراغ دل زمانی نظری به ماهرویی
  23. شمارهٔ ۱۹۴۳ من ترا دارم و جز لطف توام نیست کسی
  24. شمارهٔ ۱۹۴۴ در سر افتاده ز عشق توام، ای جان، هوسی
  25. شمارهٔ ۱۹۴۵ بسیار باشد، ای جان، از همچو من غمینی
  26. شمارهٔ ۱۹۴۶ آن چشم شوخ را بین هر غمزه‌ای بلایی
  27. شمارهٔ ۱۹۴۷ هر شبم کآهم به عالم دم زدی
  28. شمارهٔ ۱۹۴۸ من ندیدم چون تو هرگز دلبری
  29. شمارهٔ ۱۹۴۹ آنکه مرا در دل است گر به کنار آمدی
  30. شمارهٔ ۱۹۵۰ یک ره بکن ز غمزه خونین اشارتی
  31. شمارهٔ ۱۹۵۱ آمد بهار و سرو بر آراست قامتی
  32. شمارهٔ ۱۹۵۲ مردانه می کشد به جفایم ستمگری
  33. شمارهٔ ۱۹۵۳ ای صد شکست زلف ترا زیر هر خمی
  34. شمارهٔ ۱۹۵۴ ساقی بیا که موسم عیش است و میم و یی
  35. شمارهٔ ۱۹۵۵ تو می روی و به نظاره تو چشم جهانی
  36. شمارهٔ ۱۹۵۶ بسی نماند که جانی برون رود ز غریبی
  37. شمارهٔ ۱۹۵۷ یار است و صد کرشمه، شهر است و خوبرویی
  38. شمارهٔ ۱۹۵۸ ای که به چشم تو نیایم همی
  39. شمارهٔ ۱۹۵۹ هر کسی را هوای سیم و زری
  40. شمارهٔ ۱۹۶۰ دوش می گفت پیر ترسایی
  41. شمارهٔ ۱۹۶۱ ای ز زلف تو مشک تر بویی
  42. شمارهٔ ۱۹۶۲ دلی دارم، اما جز افگار نی
  43. شمارهٔ ۱۹۶۳ مسلمانان، گرفتارم به دست نامسلمانی
  44. شمارهٔ ۱۹۶۴ ای گل، دهن تنگت صد تنگ شکر چیزی
  45. شمارهٔ ۱۹۶۵ لعل است چنان با لب یا هست ز جان چیزی!
  46. شمارهٔ ۱۹۶۶ بهاری این چنین خرم، مرا آواره دل جایی
  47. شمارهٔ ۱۹۶۷ دو چشم مست ترا نیست از جهان خبری
  48. شمارهٔ ۱۹۶۸ من اشک بیدلان را خنده می پنداشتم روزی
  49. شمارهٔ ۱۹۶۹ صبا آمد، ولی بویی ازان گلزار بایستی
  50. شمارهٔ ۱۹۷۰ نیست در شهر گرفتارتر از من دگری
  51. شمارهٔ ۱۹۷۱ سخن چون زان دو لب گویی، چه گوید انگبین باری؟
  52. شمارهٔ ۱۹۷۲ گل آمد و همه در باغ با می و جامی
  53. شمارهٔ ۱۹۷۳ کشان دل تو به سوی گلی و نسترنی
  54. شمارهٔ ۱۹۷۴ گذشت آن کین دل زارم شکیبا بود یک چندی
  55. شمارهٔ ۱۹۷۵ خوش آن شبها که آن جان جهان مهمان من بودی
  56. شمارهٔ ۱۹۷۶ نبود یار من آن را که یار داشتمی
  57. شمارهٔ ۱۹۷۷ ای غنچه را بر بسته لب، شکل و دهان چون تویی
  58. شمارهٔ ۱۹۷۸ شاه حسنی وز متاع نیکویی داری فراغی
  59. شمارهٔ ۱۹۷۹ نوبهار آمد و بگذشت به شادی مه دی
  60. شمارهٔ ۱۹۸۰ ای معدن ناز، ناز تا کی؟

متن اشعار به نقل از گنجور.