پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۶۷

دو چشم مست ترا نیست از جهان خبری

که نشتری ست ازان غمزه ها به هر جگری

تو داری آنچه پری دارد از لطافت، لیک

چه فایده که نداری ز مردمی قدری

دلم ببردی تا دیگری در او نرود

دریغ باشد بر جای چون تویی دگری

متاع جان که به هر دو جهانش نفروشم

اگر تو می طلبی راضیم به یک نظری

چنان به روی تو مستغرقم که یادی نیست

که بر فراز فلک زهره ایست یا قمری

در آن زمین که تویی پای را به عزت نه

که زیر هر کف پایی فرو شده ست سری

کجاست صحبت آن دور رفتادگان، فریاد

که عمر رفت و نیامد ز رفتگان خبری!

مرا که آبله شد پای دل، ترا چه خبر

که در ولایت خوبان نکرده ای سفری!

نگشت خوش دل عاشق به انگبین بهشت

چه دل بود که توانا بود به گل شکری

ببوس از قبل خسرو آستانش، ای باد

اگر در آن سر کو روزی افتدت گذری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۶۹صبا آمد، ولی بویی ازان گلزار بایستی
  2. شمارهٔ ۱۹۷۰نیست در شهر گرفتارتر از من دگری
  3. شمارهٔ ۱۹۷۱سخن چون زان دو لب گویی، چه گوید انگبین باری؟
  4. شمارهٔ ۱۹۷۲گل آمد و همه در باغ با می و جامی
  5. شمارهٔ ۱۹۷۳کشان دل تو به سوی گلی و نسترنی
  6. شمارهٔ ۱۹۷۴گذشت آن کین دل زارم شکیبا بود یک چندی
  7. شمارهٔ ۱۹۷۵خوش آن شبها که آن جان جهان مهمان من بودی
  8. شمارهٔ ۱۹۷۶نبود یار من آن را که یار داشتمی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.