پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۷۵

خوش آن شبها که آن جان جهان مهمان من بودی

جراحتها که او کردی لبش درمان من بودی

گدایی می کنم ار وقت خوش را از در دلها

گه آن گنج روان در خانه ویران من بودی

نمی گردد فراموش از دلم پای نگارینش

که جایی گه گهی بر دیده گریان من بودی

به بخت من که آن شب گرد خودکامم به یاد آمد

وگرنه تا چها بار از غمش بر جان من بودی

من محروم را چندین نم از چشمی نبودی هم

اگر زان کوی مشتی خاک در دامان من بودی

هزاران داغ غم جان را شود زین حیرتم در دل

که کاش آن داغ اسپش بر دل بریان من بودی

نسیما، گر به ره آید مرا، وه کز کجا جستی؟

که این بو از تو می آید، بر آن مهمان من بودی

مرا گویند بر جادار دل کایام عیش است این

گذشت آن کین دل دیواز در فرمان من بودی

ملامت می کند نادان، سخن برنآمدی از وی

اگر یک روزه بر جانش غم جانان من بودی

دل رفته نیاید باز، ره تا کی توان رفتن؟

رها کن، خسروا، باز آمدی گر ز آن من بودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۷۷ای غنچه را بر بسته لب، شکل و دهان چون تویی
  2. شمارهٔ ۱۹۷۸شاه حسنی وز متاع نیکویی داری فراغی
  3. شمارهٔ ۱۹۷۹نوبهار آمد و بگذشت به شادی مه دی
  4. شمارهٔ ۱۹۸۰ای معدن ناز، ناز تا کی؟
  5. شمارهٔ ۱۹۸۱ای که به غمزه می کنی قصد شکار دیگری
  6. شمارهٔ ۱۹۸۲باز روی تو خون آلوده و جعد تو تر است
  7. شمارهٔ ۱۹۸۳فتح می آید در دهلیز دولت باز کن
  8. شمارهٔ ۱۹۸۴ای به هر موی شده بسته زلف دل من
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.