پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۷۹

نوبهار آمد و بگذشت به شادی مه دی

اینک اینک که سراپای گل و آتش وی

بعد ازین جامه لطیف و تنک و تر پوشند

چو گل تازه بتان ختن و خلخ و ری

نازنینا، عرق از روی تو بر گل بچکید

می ممزوج لبالب برسان پی بر پی

پاک کن خوی ز بنا گوش که این مردم چشم

خون خود ریزد هر جا که بریزد ز تو خوی

رو سوی آب و به یک خنده پر از شکر کن

بر لب جوی به هر جا که روی روید نی

خیز و گلگشت چمن کن که نمانده ست به راه

چشم نرگس که ز تو زان ره بخرامی یک پی

خون خسرو به قدح کن، اگرت می باید

عاشق تست، مبادا که بگوید هی هی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۸۱ای که به غمزه می کنی قصد شکار دیگری
  2. شمارهٔ ۱۹۸۲باز روی تو خون آلوده و جعد تو تر است
  3. شمارهٔ ۱۹۸۳فتح می آید در دهلیز دولت باز کن
  4. شمارهٔ ۱۹۸۴ای به هر موی شده بسته زلف دل من
  5. شمارهٔ ۱۹۸۵گر حقیقت نشدت واقعه جانی من
  6. شمارهٔ ۱۹۸۶ترک من ای من غلام روی تو
  7. شمارهٔ ۱۹۸۷مطربا سوی چمن وقت گل آهنگ تو کو
  8. شمارهٔ ۱۹۸۸سوی تو دیدم ریختی خون دلم را بی گنه
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.