پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۸۴

ای به هر موی شده بسته زلف دل من

وی به هر کوی شده در طلبت منزل من

این چنین در هم و پیچان ز چه گشته ست دلم

سایه زلف تو افتاد مگر در دل من

کارم از شکل سر زلف تو مشکل شده است

مشکل امروز که بگشاید ازو مشکل من

لب تو آب حیات ست و خطت ظلمت شب

جز همه تنگی و تاریکی ازو حاصل من

خسرو بی خبرم تا به غمت افتادم

خبرت هست ازین واقعه مشکل من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۸۶ترک من ای من غلام روی تو
  2. شمارهٔ ۱۹۸۷مطربا سوی چمن وقت گل آهنگ تو کو
  3. شمارهٔ ۱۹۸۸سوی تو دیدم ریختی خون دلم را بی گنه
  4. شمارهٔ ۱۹۸۹نشدت دل که به این دل شده مهمان آیی
  5. شمارهٔ ۱۹۹۰هزار شکر خدا را که چون تو دلداری
  6. شمارهٔ ۱۹۹۱رفت سرما و صبا می دهد از گل خبری
  7. شمارهٔ ۱۹۹۲ترک من خونابه من بین و دست از من بشوی
  8. شمارهٔ ۱۹۹۳جهانی به خواب خوشست و من از غم به بیداری
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.